بالاخره پس از مدتها این وبلاگ ما باز شد،نمیدونم دست کدام نیروی اهریمنی توکار بود اما قصد افشای حقایق هم ندارم ![]()
بالاخره شیطان بزرگ هم نقش داره دیگه(اون شیطان که همیشه یه نقشی بهش میدن مثل اینکه آشنا داره ) توی این مدت اتفاقات قشنگی افتاد مثل سخنان جالب و دیدنی از طرف مقامات آگاه(گاه و بی گاه آگاه میشن) و سقوط هواپیما و …
-این پیشنهاد روسیه هم معضلی شده، معلوم نیست این هاشم(پیکی که قراره نامه پیشنهاد روسیه رو بیاره) کدوم گوریه!!! ملت ایران علی الخصوص محمود رو سر کار گذاشته! از این به بعد قراره نامه های رسمی توسط یاهو مسنجر و به صورت offline برای محمود بفرستند(محمود:من همه off هام پریده ، اگه کار مهمی دارید دوباره off بزارید).
به هر حال از این به بعد ما سعی میکنیم با شیطان و اینا کنار بیایم که دیگه اینجا رو نبندن ![]()
(اینا که گفتم حرف سیاسی نبودااا…..)
همه ریش دارها قابل اعتماد هستند عنوان مقاله ای در روزنامه صدای عدالت(!) بود که در تاریخ 22 دی 1380 چاپ شد(لطفا با لحجه بخوانید):
امام جمعه ارومیه در بخشی از خطبه های این شهرستان گفت:یکی از نشریات محلی مطالبی نوشته است،جریان پنهان کردن فرمان رهبر (در آن جا نوشته اند) بلعیدن از اراضی دولتی!
غارتگرهای حدود 500 میلیارد تومان! به ریا دادن 25% بودجه شهید رجایی!قتل های مرموز و فسق و فجور و فساد! بیرون راندن عالم و مجتهد و گماردن فلان و فلان به جایش! در جواب می گوییم"آن زمان که شما و رفقای شما می خواستند شهر ارومیه را به آتش کشیده (
) و اموالشان را غارت کنند احوال شما و رفقای شما برای مردم ارومیه روشن شد.
حسنی آنگاه با اشاره به جمله بعدی نوشته آن نشریه که قضات بی ریش را ملاک تقوا می داند…. جواب اینست:کسانی که (شرعا و طبق فتاوی اکثر مراجع) ریش و محاسن ندارند شهادتشان مسموع نیست!!!
امام جمعه ارومیه افزود:تو که اینها را نوشته ای (خطاب به نویسنده مطلب نشریه مذکور) ریش نداری ؟ آهان!! (همون ها؟ ها؟ ها؟ خودمونه
)500 میلیارد ریال فلان و 1200 هکتار اراضی را چاپیدن و بلعیدن و نسبت دادن به همان اشخاص را دادگاه رسیدگی کرد و نویسنده و گوینده این مطالب را دروغ تشخیص داد!و به عنوان نشر اکاذیب کدام طرف را به زندان محکوم کرده؟بهای دادگستری را مطالعه کنید!
اکر می خواهید امام جمعه هم همان اکاذیب را نشر دهد،ای بی انصاف! زندان را به امام جمعه هم خواهند داد! ( بعیده ) امام جمعه یکنفر است می خواهید او را با پول بخرید؟ آیا معقول است! به نوشته شما که امام جمعه سرباز انقلاب است و ارج می نهید می خواهید او به عنوان نشر اکاذیب محکوم شود و زندانی بشود؟(بله
) ای بی انصاف ها چرا زندانی بشود؟!
حجت الاسلام حسنی افزود : اما جمعه اصلا همه ائمه جمعه ، همه مسئولان نظام "ریش"دارند اما شاه و بنی صدر "ریش" نداشتند…. خودتان از جمعیت فلان چرا عملکرد شاه را زنده نگه می دارید؟؟؟
وی گفت :اگرادعامیکنید کهتمام ریش دار ها مورد اعتماد نیستند ما نمیگوپیم همه ریش دارها مورد اعتماد هستند.اما انبیاء،اولیاء، مراجع تقلید، امام عزیز حضرت آیت الله خامنه ای همه اینه ریش دارندو مورد اعتماد میلیاردها انسان هستند…. ما زا شما دعوت می کنیم ریشبگذارید و با مردم نمازخوان حرفهایتان را بزنید! خوب؟!
البته دیگه چشمام در اومد وگرنه بقیه اش هم می نوشتم.
در حاليکه ميلياردها تومان بودجه سازمان فرهنگي ـ هنري شهرداري، گم شده، رييس جديد اين سازمان مي گويد: “حساب هاي هزينه سازمان فرهنگي هنري شهرداري به قدري گم است كه نميتوانم اظهار نظري بكنم.”
علي عسکري که به دنبال سوال هفته پيش رسول خادم ديروز در شوراي شهر تهران حضور يافته بود، همچنين اعلام کرد که علاوه بر هزينه بودجه سالانه توسط رييس قبلي در شش ماه اول سال، اين سازمان بيش از 5 ميليارد تومان نيزبه بخش خصوصي بدهکار است. اسفنديار رحيم مشايي، مشاورانتخاباتي و از همکاران نزديک محمود احمدي نژاد در دو سال گذشته رياست سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران را بر عهده داشت. او در نخستين روز هاي آغاز به کار دولت جديد با حکم رييس دولت جديد به معاونت رييس جمهور و رياست سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري منصوب شده است.
هفته پيش رسول خادم عضو شوراي شهر تهران ضمن هشدار نسبت به احتمال تعطيلي فرهنگسراها و خانه هاي فرهنگ در تهران خواستار پاسخ گويي مديران سازمان فرهنگي ـ هنري شهرداري تهران در برابر هزينه بيش از 28 ميليارد تومان بودجه سالانه اين سازمان در شش ماهه اول سال جاري شد. در همين حال برخي از منابع مطلع خبرداده اند که بخش عمده اي از اين بودجه در جريان انخابات رياست جمهوري هزينه شده و در حال حاضر اسناد مربوط به چگونگي هزينه اين مبالغ مفقود شده است.
از فرهنگسرا تا هيات
اگر چه نخستين فرهنگسرا در تهران با تغييراتي در ساختمان هاي متعلق به کشتارگاه تهران در سال 1370 و با نام فرهنگسراي بهمن راه اندازي شد، اما سازمان فرهنگي ـ هنري شهرداري تهران زماني تشکيل شد که تعداد زيادي فرهنگسرا و خانه فرهنگ راه اندازي شده و مشغول فعاليت بودند. اين سازمان به عنوان زير مجموعه معاونت فرهنگي ـ اجتماعي شهرداري تهران در سال 1375 و به هنگام شهرداري غلامحسين کرباسچي در تهران راه اندازي شد. اين سازمان در نزديک به ده سال گذشته همواره يکي از کانون هاي منازعه سياسي در پايتخت بوده است.
کرباسچي پس از پشت سر گذاشتن تجربه راه اندازي موسسه همشهري و با هدف ايجاد تحولات تازه در ساختار فرهنگي تهران، با همکاري برخي از مديران فرهنگي دوره وزارت محمد خاتمي در نيمه دهه هفتاد اقدام به تاسيس سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران کرد. از همان نخستين روزهاي آغاز به کار فرهنگسراها، برخي از مقامات سياسي و مذهبي، اين اقدام شهرداري را فراهم آوردن مقدمات “فسق و فجور” خواندند و به شدت به آن حمله کردند. اما اندکي بعد وقتي کرباسچي از شهرداري کنار رفت و به دنبال کناره گيري محمد علي زم از رياست اين سازمان، کساني که فرهنگسراها را عامل گسترش فساد و پايگاه تهاجم فرهنگي مي دانستند براي در اختيار گرفتن آن حتا به درگيري هاي فيزيکي نيز دست زدند.
اگرچه واعظي مديرکل ارشاد استان تهران سر انجام توانست با استفاده از حاميان متنفذش در جناح راست به رياست سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران برسد، اما پس از رفتن آبادگران به شوراي شهر، صندلي رياست بر اين سازمان در اختيار اسفنديار رحيم مشايي همکار نزديک محمود احمدي نژاد قرار گرفت.
فرهنگسراها که زماني در دهه هفتاد محل رفت وآمد هنرمندان و نسل جوان شده بود، از هنگام رياست مهدي واعظي با چرخشي در فعاليت ها بيش از هر چيز به امکاني براي حمايت از برخي محافل و اشخاص منتسب به جناح راست تبديل شد.
دايره استفاده کنندگان از امکانات و حمايت هاي سازمان فرهنگي ـ هنري شهرداري تهران اما پس از روي کار آمدن رحيم مشايي البته محدودتر از پيش شد. در همين دوره بود که اين سازمان بيش از فعاليت هاي فرهنگي به برگزاري مراسم و برنامه هاي مذهبي رو آورد و با اختصاص بودجه هايي هم چون بودجه دو ميليارد توماني براي جشن هاي دهه فجر و بودجه هاي مشابه ميلياردي براي برخي ديگر از مناسبت ها، بيش از هر چيز به فعاليت هاي تبليغاتي که بسياري آنها را در جهت تبليغ شهردار وقت تهران ارزيابي مي کردند، دست زد.
پول تهران در قم
اسفنديار رحيم مشايي در نخستين روزهاي پس از آغاز به کار دولت جديد با حکم محمود احمدي نژاد به معاونت رييس جمهور و رياست سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري منصوب شد. تا اينکه هفته پيش رسول خادم عضو شوراي شهر تهران اعلام کرد که بودجه سال 84 سازمان فرهنگي هنري که بالغ بر 28 ميليارد تومان بوده در شش ماهه اول سال و در زمان رياست مشايي به پايان رسيده است.
خادم در سخنانش به نکاتي اشاره کرد که پرسش هاي زيادي را در ميان صاحب نظران بر انگيخت. او گفت: “در 6 ماهه اول سال 84 تعداد پرسنل اين سازمان به شدت افزايش يافته و اين سازمان بايد توضيح دهد چه اتفاقي در آن افتاده و پول هاي شهرداري كه با كسري بودجه مواجه است چطور هزينه شده است.” با اين همه مشايي که اکنون در کسوت معاون رييس جمهور مشغول به کار است، پاسخي به پرسش هاي خادم نداده است.
روز گذشته اما علي عسکري رييس جديد اين سازمان در شوراي شهر حاضر شد و ضمن تاييد هزينه شدن بودجه يک ساله در شش ماه نخست خبر داد که مديريت مشايي بيش از 5 ميليارد تومان بدهکاري براي سازمان فرهنگي ـ هنري شهرداري تهران نيز به بار آورده است. عسکري هم چنين توضيح داد که در شش ماه نخست امسال “40 ميليارد و 150 ميليون ريال هزينه?هايي بوده كه متعلق به سازمان نبوده؛ اما به حساب سازمان گذاشته شده است.”
به دنبال اين اظهارات رييس جديد سازمان فرهنگي ـ هنري شهرداري تهران بود که خادم بار ديگر اعلام کرد که اين سازمان در کارهايي دخالت کرده که در حوزه فعاليتش نبوده است. او هم چنين گفت: “وظيفه شوراي شهر، نظارت بر حسن اجراي طرح?هاي مصوب است، پس بايد گفت كه شوراي شهر يك ماشين امضا نيست.” وي افزود: “ايجاد آرامش در دور دوم شوراي اسلامي شهر تهران به معناي رفع وظيفه سالم?سازي پايتخت نيست.” خادم گفت: ” تيغ تيز نظارت شوراي شهر بايد در تمامي حوزه?هاي اجرايي ورود يابد.” خادم هم چنين ضمن تاکيد براينكه اين سازمان به كارهايي خارج از حوزه مسووليت پرداخته است، گفت: “احداث پژوهشكده مهدويت در قم، بانك اطلاعاتي براي گياهان دارويي و عكس?برداري از نسخ خطي، سفارش تقويم سال 84 به ترتيب با صرف بودجه 216، 100، 20 و 100 ميليون توماني از جمله اين فعاليت?هاي غير مرتبط است.”
پيگيري يا سکوت
به رغم تاکيد رييس جديد سازمان فرهنگي ـ هنري شهرداري تهران مبني بر اينکه “حساب هاي هزينه سازمان فرهنگي هنري شهرداري به قدري گم است كه نميتوانم اظهار نظر ديگري بكنم”، وي دربرابر پرسش خبرنگاران در باره حضور مشايي، رييس سابق اين سازمان در شوراي شهر جهت پاسخگويي درباره هزينهها گفت: “من مرجع نيستم و شوراي شهر بايد اين را بخواهد و مرجع پاسخگويي هم شوراست. پولي كه از سازمان دولتي گرفته ميشود بايد همراه با اسناد باشد اما متاسفانه در سازمان فقط پول گرفتيم و سند برگشت هزينه نداريم.”
در همين حال شريعتمداري رئيس كميسيون برنامه بودجه شوراي شهر تهران هم مي گويد: “تخصيص اعتبارات بر مبناي تبصره 3 بودجه بايد صورت بگيرد و سوال اينجاست كه آيا در اين خصوص سازمان موارد مربوطه را رعايت كرده است؟ چرا كه ما بر اين اساس به سازمان پول دادهايم.” وي تاکيد مي کند که: “سازمان نيز بايد بر همين اساس پول بگيرد و اگر تخلفي صورت گرفته بايد مشخص شود نحوه پيگيري به چه صورت خواهد بود.” با اين حال و به رغم افشاي هزينه بي حساب و کتاب بيش از 28 ميليارد تومان هنوز معلوم نيست که اسفنديار رحيم مشايي درباره چگونگي هزينه اين بودجه، مورد پرسش شوراي شهر قرار بگيرد يا نه.
يکي از اعضاي شوراي شهر در اين باره مي گويد: “سوال مهم آنست كه شوراي شهر به ويژه اعضاي هيات رئيسه چگونه ميخواهند اين تخلف را پيگيري كنند.” مهدي چمران يکي ديگر از دوستان و همفکران رييس دولت که رياست شوراي شهر تهران را بر عهده دارد ديروز و پس از علني شدن سوءاستفاده ازبودجه سازمان فرهنگي ـ هنري شهرداري، جوري به خبرنگاران پاسخ داد که بر ابهام هاي اين ماجرا افزود. او گفت که “اين گزارش بايد از راههاي قانوني و با حضور افراد ذينفع پيگيري شود چرا كه نيازمند بررسي دقيقتري هستيم.”
والا می خواستم در مورد این خبر یه چیزایی بنویسم ..بعد هر چی نشستم به صفحه نگاه کردم .دیدم کلی چیز دلم می خواد بگم ولی خوب فایدم نداره گفتنشون…بعد همینجور که تو این فکر ها بودم یاد وام ازدواج شهرداری افتادم خلاصه همین جوری شد که رشته ی افکارم رفت تو ازدواج و این چیزا ..نتیجه هم که خوب همین مطلب قبلی از آب در اومد..
آدم واقعا از کجا به کجا می رسه !!!!!
همین جا از اون کسی که توجه من رو به این کتاب جلب کرد تشکر میکنم..
شاید شما هم مثل من دوست داشته باشید ریشه ی هر چیز رو پیدا کنید. خیلی از سمبول ها و اداب و رسوم موجود در دنیا که ما هر روز با اونا سرو کار داریم یه روزی اینقدر عادی نبودند . حتما یه گوشه ای از تاریخ برای خودشون داستان و فلسفه ای دارن .گاهی دونستن چگونگی سر آغاز این سمبول ها به ما کمک می کنه که ارزش این سمبل ها رو بهتر بفهمیم .
مطلب زیر از کتاب نگاهی به مهر اثر تورج فارسی است
اهورامزدا در بند دوم مهر يشت مي گويد :
اي سپيتمان مبادا پيمان بشکني
نه پيماني را که با يک دروغ پرست بسته اي
نه پيماني را که با يک راستي پرست بسته اي.
چون هر دو پيمان است .
خواه با دروغ پرست
خواه با راستي پرست .مهر مترادف است با پيمان ، اگر مهر را عيني تر کرده و پوششي زميني به آن بدهيم ، تداوم هستي و گسترش نيکي محض را در آن جلوه گر خواهيم يافت .
مهر جلوه اي است از پيمان انسان با انسان .. انسان با محيط اجتماعي و طبيعي ..در يک ژرف نگري انسان به مثابه مهر پرچمدار و نگهبان هستي خواهد بود . البته انساني که گوهر راستين را برگزيده باشد .
بنابر آنچه آمد “پاي بندی به پيمان ” آنچنان اصل مسلم و آشکاري است که مترادف مي شود با آبادي و “پيمان شکن ” با ويراني وظلمت مترادف مي گردد .
“اي سپيتمان.. پيمان شکن نابکار همه کشور را ويران مي سازد.”
پيمان شکني ويراني است .. خدشه در تداوم هستي است . ضديت بنيادين با گوهر راستين است . آب را آلوده ساختن و گندم سبز بريدن است ! پيمان شکني در معناي عام گناه است .در آيين ميترا حلقه نشان پيمان و اتحاد و همبستگي بود .. چون پيماني بسته مي شد حلقه اي رد و بدل مي گرديد .. نشان حلقه از ايران به اروپا رفت و کم کم نشانواري اي براي پيمان زناشويي شد .
در اين پيمان به مهر سوگند ياد مي شد .
اين پيمان حتي در ميان عياران هم رايج بوده ..(گیر اوردین این کتاب رو بخونین)
جالب بود نه… نمیدونم کتاب جود گم نام رو خوندین یا نه ….البته کتاب خیلی درجه یکی نیست ولی به یه چیز جالب اشاره می کنه. عشق قهرمان داستان به یک دختر (خوب تا اینجاش که چیزه تازه ای نیست) ولی ازین جا به بعد جالبه این دوتا نمی تونن برن مثل همه ی آدم های عادی دیگه باهم رسما ازدواج کنن . هیچ مشکل خاصی هم نداشتن فقط نمی تونستن یعنی می ترسیدن اگه این کارو کنن زندگیشون خراب شه دیگه نتونن باهم زندگی کنن و دیگه نتونن همدیگر رو دوست داشته باشن…. البته در زمانی که این داستان اتفاق میفته جامعه اصلا جوره دیگه ی رو قبول نمی کنه ..این دو تام هم به همین دلیل دچار مشکل میشن. قصدم از بیان این داستان در اینجا فقط این بود که به این نکته اشاره کنم .واقعا معنی ازدواج چیه؟ یک قرار داد اجتماعی؟ یه قانون مثل قوانین دیگه؟ مثلا مثل قوانین راهنمایی رانندگی (نباید از چراغ قرمز رد شیم ولی خوب اگه نصف شب بودو پلیسم نبود خوب رد می شیم ) یا شایدم یه اعلا میه ست به همه ی مردم مخصوصا به قانون که آقا ما این پیمان رو بستیم شما مواظب ما باشید یه وقت خطا نکنیم؟ شایدم یه جور ضمانته. یه چیزی مثلل سفته(اگه شوهر خوبی نباشی مهرمو میزارم اجرا) . شایدم یه سند باشه ( شوهر : خانم اون قبالتو بیار بریم وام ازدواج از شهرداری بگیریم ..به زوج های جون وام میدن راستی اون سند خونه رو هم بیار میخام بزارم گرو بانک یه وام دیگه بگیرم!).
واقعا اگه معنی ازدواج اینه ؟ دور از جون شما ما آدما چقدر خریم که ازدواج می کنیم …جوانیمون .احساسمون.. دارایمون .. اعصاب و روانمون …عشقمون ..اعتمادمون …. بدنمون و هر چیزه دیگه یی که به عنوان یه انسان داریم گرویه این عهد میزاریم . عهدی که شبه خیلی از عهد ها و پیمان های دیگه است . یه چیزه معمولی شایدم پست تر (چون اون بنده خدا شوهره حتما روسند خونش خیلی بیشتر می تونه وام بگیره قباله ازدواجش …..!)
ولی ازدواج این نیست …. اینو من مطمئنم … می پرسی چرا ؟ دلیل فلسفی نمی خواد ..چشاتو باز کن یه نگاه بنداز به دورو برت .. حرفم و تصدیق می کنی ..
ازدواج میدانیه که هر مرد و زنی. بزرگ ترین ارزشهای انسانیه خودش و اثبات می کنه
…………………………شرافت و وفاداری……………………………….
يك روز پس از آنكه هيات دولت، انتصاب ابوالحسن فقيه، پزشك عمومي جوان را به رياست سازمان بهزيستي كشور تصويب كرد، هيات مديره بورس اوراق بهادار، امروز در تصميمي عجيب، علي صالحآبادي جوان 27 ساله سبزوراي را به عنوان دبيركل جديد بورس برگزيد.
به گزارش «فردا»، روابط عمومي وزارت امور اقتصادي و دارايي امروز با ارسال نمابري به رسانه ها اعلام كرد: صالحآبادي داراي دكتراي مديريت مالي از دانشگاه تهران و مدرس رشته مديريت مالي و مهندسي مالي در دانشكده مديريت اين دانشگاه است.
اين روابط عمومي افزوده است: همچنين وي عضو هيات علمي دانشگاه امام صادق (ع) بوده و از آخرين آثار و تاليفات وي، ترجمه كتاب مباني مهندسي مالي و مديريت ريسك است كه در دانشگاههاي كشور تدريس ميشود.
خبرنگار فردا مي گويد صالح آبادي كه در دوره دوم رياست جمهوري خاتمي از دانشگاه امام صادق(ع) در رشته مديريت فارغ التحصيل شده، 11 ماه پيش به سمت سرپرست تالار بورس کرج منصوب شده بود. اين در حالي است كه در گزارش روابط عمومي وزارت دارايي، آخرين سمت وي "مدير بورس منطقهاي كرج" اعلام شده است.
امروز برخي رسانه ها پيش بيني كرده بودند هيات مديره بورس به دليل جواني و تجربه كم صالح آبادي، وي را صرفا به عنوان سرپرست بورس بحران زده تهران منصوب كند. در عين حال گفته مي شود هيات مديره اختيارت محدودي به دبيركل جديد داده است.
هيات مديره بورس دو روز پيش دكتر محمد نهاونديان استاد اقتصاد را به عنوان دبيركل جديد بورس برگزيده بود اما وي يك روز بعد اعلام كرد از پذيرفتن اين مسئوليت خودداري كرده است.
برخي منابع خبري مي گويند 11 مدير اقتصادي تاكنون از پذيرش اين سمت استنكاف ورزيده اند.
اين همه در حالي است كه در صورت تصويب لايحه بازار سرمايه كه فردا در مجلس مطرح ميشود، سمت دبيركلي بورس حذف خواهد شد!
تغییرات شاخص امروز:
| عنوان شاخص | مقدار | تغيير | ارزش بازار | |
| é | شاخص کل | 9,789.4 | .8 | 334,648.7 |
| ê | شاخص كل تالار اصلي | 9,468.3 | 2- | 263,687.1 |
| é | شاخص كل تالار فرعي | 10,136.6 | 11.5 | 70,961.58 |
روز بیست و سوم مهرماه سال 1365 ، ساعت 3 بعدازظهر ، چندین فروند هواپیمای جنگی اف – 4 که از پایگاه هوایی داخل خاک اسرائیل برخاسته بودند، برای بمباران مواضع نیروهای فلسطینی و لبنانی در منطقه « اشرفیه » در جنوب شرقی شهر « صیدا » و همین طور اردوگاه فلسطینی ها « المیه و میه » ، وارد آسمان لبنان شدند.
با شدت گرفتن بمباران هواپیماهای اسرائیلی، ضدهوایی های متعلق به گروههای مبارز ، به مقابله با این تهاجم هوایی که کشته و زخمی شدن زنان و کودکان را به همراه داشت ، پرداختند و در آن میان جوانی فلسطینی که یک قبضه موشک ضدهوایی ( از نوعی که به دنبال حرارت هواپیما می رود ) بر دوش خویش داشت، پس از نشانه روی و شلیک به موقع، یکی از هواپیماهای فانتوم را هدف قرار داد.
پس از آنکه هواپیما مورد اصابت موشک قرار گرفت ، دو سرنشین آن سراسیمه و به سرعت دکمه پرتاب صندلی را فشار دادند که با انفجاری خفیف، از داخل هواپیما به بیرون پرتاب شدند . به دنبال سقوط هواپیما ، خلبان و کمک اش به وسیله چتر نجات ، در دو منطقه جدا گانه در داخل خاک لبنان فرود آمدند .
هلی کوپترهای جنگی اسرائیل که مشغول گشت زنی نزدیک آنجا بودند، پس از اخذ دستور ، به سرعت به محل فرود یکی از خلبانها شتافتند و توانستند او را قبل از اینکه به دست نیروهای مبارز بیفتد ، سوار کرده و از مهلکه نجات دهند .

به محض سقوط هواپیما و انفجار آن ، تلاش نیروهای شبه نظامی لبنانی و فلسطینی که از بمباران خانه و کاشانه خویش عصبانی بودند ، برای ردگیری و دستگیری خلبانان آن آغاز شد .
" ران آراد " 28 ساله که در یک باغ فرود آمد، بر اثر شدت ضربه وارده ، آرنج دست چپش شکست و دقایقی بعد نیروهای گروه "مقاومت مومنه" به رهبری "مصطفی دیرانی" منشعب از "سازمان امل"، که در یکی از روستاهای اطراف به نام " زغداریا " مستقر بودند، سررسیدند و زودتر از فلسطینی ها ، او را به اسارت خود درآوردند و برحسب اتفاق، محلی که آراد در آنجا فرود آمده بود ، خط تماس جنگ داخلی "امل" و سازمانهای فلسطینی بود.
سه ساعت بعد ، آراد که از شکستگی دست رنج می برد ، سوار بر اتومبیلی شخصی ، در حالی که چند ماشین دیگر حامل نیروهای مسلح او را اسکورت می کردند ، از صیدا به طرف بیروت حرکت داده شد . در طی مسیر ، دژبانی ها و پست های بازرسی گروههای مختلف مسلح از جمله ارتش لبنان قرار داشتند . ماشین حامل آراد ، قبل از رسیدن به یکی از این پستها ، سعی کرد تا با روشن و خاموش کردن چراغهای جلو ، بفهماند که مجروح دارد و نمی تواند بایستد . ولی نیروهای ارتش ، به سمت کاروان در حال عبور شلیک کردند اما به کسی آسیبی نرسید .

دقایقی بعد در " افران الرمیله " ( نان فروشی رمیله ) که همه خودروهای کاروان اسکورت به هم ملحق شدند ، برای رعایت جوانب امنیتی، آراد در خودرویی دیگر قرار گرفت و به سمت بیروت حرکت داده شد .
در بیروت ، خلبان مجروح را مستقیما به خانه شخصی مصطفی دیرانی ( مسئول وقت کمیته امنیت سازمان امل ) بردند . ساعتی بعد که اضطراب و ترس آراد فروکش کرد، با پسر دوسال و نیمه دیرانی به بازی و سرگرمی مشغول شد . ساعت 10 شب ، به دلیل شدت جراحت به یکی از درمانگاهها برده شد که دکتر ارتوپد در محل کار خود حضور نداشت . پس از دقایقی با پیگیری های زیاد ، دکتر از منزل خود به بیمارستان آمد و دست چپ خلبان اسرائیلی را گچ گرفت و مداوا کرد .
سازمان امل ، در اولین روزها مدعی شد که رزمندگانش موفق شده اند هواپیمای جنگی اسرائیلی را ساقط کنند و خلبان آن را به اسارت درآورند ، ولی سازمان فلسطینی « فتح » ( گروه ابونضال ) این ادعا را رد کرد و گفت :" ما هواپیمای اسرائیلی را با موشک زدیم ولی چون خلبان آن در نزدیکی خطوط نیروهای امل فرود آمد ، آنها توانستند او را اسیر کنند."
از همان روز به بعد ، اسرائیل - که برای حفظ روحیه نیروهای مسلح و بخصوص خلبانانش اهمیت بسیاری قائل است و همواره سعی دارد تا از هر عملی که باعث تضعیف روحیه جنگی آنان شود ، جلوگیری کند - پیدا کردن و کسب خبر از ران آراد را بهانه بسیاری از جنایاتش قرار داد .
در نیمه شب 6 مرداد ماه سال 1368 ، هلی کوپتری متعلق به ارتش اسرائیل در محوطه ای باز در مرکز شهر "جبشیت " در جنوب لبنان فرود آمد و در میان ترس و اضطراب مردم ، نیروهای کماندویی ویژه ، به آپارتمانی که در آن نزدیکی قرار داشت ، هجوم بردند و پس از شکستن در ورودی طبقه دوم ساختمان ، در میان وحشت زن و فرزندان ، اقدام به ربودن "شیخ عبدالکریم عبید" امام جمعه جبشیت نموده و پس از انتقال او به هلی کوپتر ، با سرعت هر چه تمامتر به داخل فلسطین اشغالی پرواز کردند .
بهانه اسرائیل برای این آدم ربایی ، این بود که مدعی شدند عبدالکریم عبید دستور نقل و انتقال " Ron
چند سال بعد ، در نیمه شب 3 خرداد 1373 ، مصطفی دیرانی در حالی که در جمع خانواده خود خفته بود ، با صدای هلی کوپتر هایی که بر تپه ای نزدیک روستای " قصرنبا " در دره بقاع فرود آمده بودند ، از خواب پرید ولی تا بخواهد اسلحه کمری را از زیر بالش خود بردارد ، با عکس العمل کماندوهای "تیپ ویژه گولانی" – که وظیفه اصلی شان این گونه آدم ربایی ها بود ـ بر بالین خود رو به رو شد و در میان بهت و وحشت زن و فرزندانش، به داخل هلی کوپتر منتقل شد و از آنجا به پایگاهی نظامی در فلسطین اشغالی منتقل شد که در آن میان برادر وی از پنجره خانه شان که مقابل خانه مصطفی بود ، با تفنگ شکاری اقدام به تیراندازی به سمت صهیونیستها کرد که با پاسخ شدید آنان رو به رو شد ولی به کسی آسیبی نرسید.

پس از چند سال که از آدم ربایی های اسرائیل می گذشت ، سرانجام در خرداد ماه سال 1379 دادگاهی نظامی و در حصاری از نیروهای امنیتی ، برای رسیدگی به پرونده عبید و دیرانی تشکیل شد .
در این فاصله اخبار متناقضی از سرنوشت آراد منتشر می شد . خرداد ماه سال 1373 روزنامه « نداء الوطن » چاپ بیروت ، بدون اشاره به زمان و مکانی خاص ، نوشت : " ران آراد به هنگام فرار از محل بازداشت خود، از سوی نگهبانانش هدف شلیک قرار گرفته و کشته شده است. این روزنامه در ادامه نوشت : " آراد هنگامی که در اسارت عناصر منشعب از سازمان امل به رهبری مصطفی دیرانی بود، به قتل رسیده است."
شهریور سال 1375 رادیو رژیم صهیونیستی به نقل از روزنامه اسرائیلی « یدیعوت آهارونوت » اعلام کرد : " هرگونه اطلاعات در مورد دیپلماتهای ایرانی ربوده شده در لبنان ، می تواند اطلاعات متقابلی در مورد ران آراد به همراه داشته باشد."
اشاره می شود احمد متوسلیان ، سید محسن موسوی ، تقی رستگار مقدم و کاظم اخوان علیرغم برخورداری از مصونیت دیپلماتیک ، 14 تیر ماه سال 1361 در پست بازرسی فالانژیستها در شمال بیروت معروف به "حاجز برباره" به اسارت در آمدند که از آن تاریخ به بعد هیچ خبر موثقی از سرنوشت آنان به دست نیامده است اما رژیم صهیونیستی همواره به دنبال گره زدن اخبار و اطلاعات ماجرای ران آراد با گروگانهای ایرانی است.
اسرائیل همواره تلاش دارد تا این گونه وانمود کند که آراد توسط حزب الله لبنان ربوده شده و در اختیار ایران است ولی حزب الله نیز در مقابل ، هرگونه ارتباط خود را با این قضیه رد کرده است و دلیل صحت این مطلب نیز این است که اگر خلبان اسرائیلی در دست حزب الله بود ، این حزب به راحتی می توانست بر سر این خلبان معامله کرده و بهای گزافی از اسرائیل طلب کند ، کما اینکه در گذشته نیز شاهد بوده ایم در ازای تکه های بدن چند سرباز متجاوز اسرائیلی، حزب الله توانست صدها تن از اسرای خود را از چنگال این رژیم آزاد کند .
شیخ عبدالکریم عبید از مسئولین حزب الله در جنوب لبنان که در اسارت بسر می برد ، خرداد ماه سال 1379 در مصاحبه با روزنامه اسرائیلی " معاریو " ، ضمن تاکید بر اینکه هیچ ارتباطی با اسارت خلبان اسرائیلی ندارد و عبید بی جهت ربوده شده است ، گفت : " آراد، گروگان حزب الله نبوده و به همین دلیل امیدی برای آزادی او از طریق ربودن من وجود ندارد ، بلکه برعکس ، این امر ممکن است اوضاع را پیچیده تر کند .

مصطفی دیرانی نیز روز پنجشنبه 19 خرداد ماه 1379 در مصاحبه با همین روزنامه ، گفت : " من نمی دانم آراد زنده است یا مرده و نمی دانم او در حال حاضر کجاست "
دیرانی درباره وضعیت آراد در اولین ساعات اسارت ، گفت : " اولین بار که او را دیدم ، پس از سقوط هواپیمایش بود . چند ساعت بعد او به خانه من در بیروت منتقل شد . من به او لباس و غذا دادم و او با پسر من که در آن موقع دوساله و نیم بود ، بازی کرد .
دیرانی همچنین تحویل خلبان اسرائیلی به عوامل ایران در بعلبک در مقابل 300 هزار دلار را تکذیب کرد و درباره گم شدن آراد گفت : " ارتش اسرائیل به منطقه "میدون " در دره بقاع حمله کرد و دهها تن کشته و زخمی از مردم عادی برجای گذاشت؛ نگهبانان آراد که از نیروهای "امل" بودند ، برای جویا شدن از احوال نزدیکانشان ، او را ترک کردند و پس از بازگشت متوجه شدند که آراد نیست و پیدایش نکردند . "
دیرانی مدعی شده که بعدا شنیده است یک گروه ایرانی از ترس اینکه اسرائیل عملیات تهاجمی برای نجات آراد انجام دهد ، خلبان اسرائیلی را از مخفیگاه سازمان امل ربوده اند . وی برای ادعای خود هیچ دلیل و مدرک مستندی ارائه نداده است . البته این امر می تواند عکس العملی در برابر خبر کشته شدن ران آراد توسط نیروهای سازمان امل باشد و اینکه خود را از این اتهام مبرا کند .
هرآنچه هست ، نشان از آن دارد که اسرائیل برای یافتن ران آراد اهمیت قائل شده و حتی دست به آدم ربایی آشکار زده است و همواره در برابر اذهان و افکار جهانی ، جنایتکار جنگی خود را که تنها برای ریختن بمب بر سر مردم بیگناه ، به لبنان تجاوز کرده بود ( و البته بار اولش نبود که خانه و کاشانه مردم لبنان را بمباران می کرد ) مفقودی مظلوم جلوه می دهد و این گونه تبلیغ می کند که ایران وی را ربوده و نگهداری می کند . ولی تا به امروز سازمانهای اطلاعاتی عریض و طویل اسرائیل "موساد " و آمریکا " سیا " هیچ سند موثقی بر این ادعای خود ارائه نداده اند.
24 مهر ماه سال 1377 ، روزنامه " البیان " چاپ امارات ، خبر داد که یک گروه اسرائیلی به سرپرستی " شین " برادر رون آراد ، به دنبال جمع آوری یک میلیون امضا توسط پست الکترونیکی هستند تا به این وسیله از « سید محمد خاتمی » رئیس جمهور ایران ، بخواهند که ایران برادرش را آزاد کند.
چندی پیش نیز خبرگزاریها از قول رابط آلمانی میان حزب الله لبنان و اسرائیل برای تبادل اسرایشان، نوشتند که " هم چهار گروگان ایرانی و هم رون آراد کشته شده اند و موضوع آنها از پرونده تبادل اسرا خارج شده است ."
این امر با مخالفت خانواده های گروگانهای ایرانی رو به رو شد . چرا که هیچ سند موثقی مبنی بر کشته شدن آنان ارائه نشده است بلکه اطلاعات بسیار خوبی از زنده بودن دیپلماتهای ربوده شده ایرانی، دربند اسرائیل موجود است.
علي لاريجاني اخيراً در پيامي که توسط يکي از اعضاي تيم مذاکره هسته اي تسليم وزير امور خارجه انگلستان شده، پيشنهاد "تعطيلي نيروگاه اصفهان بدون اعلام علني" را مطرح کرده است.
مسوول پرونده هستهاي، در پيامي محرمانه به جك استروا وزير امور خارجه انگليس به وي اعلام كرده كه ايران مايل است تعطيلي نيروگاه UCFاصفهان را به "بهانهاي" چون خرابي يكي از قطعات نيروگاه يا تعمير بخشي از تاسيسات انجام دهد. اين به آن معني است که خواسته غرب در توقف فعاليت هاي نيروگاه اصفهان تأمين مي شود؛ اما در مقابل، غرب بايد اجازه دهد که به خاطر تبعات داخلي عقب نشيني دولت ايران، اين خبر اعلام نشود.
انگلیس در پاسخ به این پیشنهاد اعتمادساز(؟!) لاریجانی چنین گفت
:
"همين نوع" رفتارهاي غيرعلني و مخفيانه مسوولان ايراني است که تا كنون روند پرونده را به اين نقطه دشوار کشيده است. وي افزوده که غرب تأکيد دارد اگر ايران تصميم به تعطيل كردن نيروگاه اصفهان دارد، رسماً اين موضوع را اعلام كرده و به ويژه در گزارش خود به شوراي حكام آژانس بينالمللي انرژي اتمي آن را به صراحت ذكر نمايد.
شاید اگر اینقدر برای حل بحران به خودشون فشار(!) نیارن و "ابتکار" به خرج ندن بهتر باشه،علي لاريجاني، مسوول جديد مذاکرات هسته اي ايران، پيشتر نتيجه مذاکرات تيم مذاکره کننده قبلي را چون "دادن مرواريد و گرفتن آب نبات" توصيف کرده و بر لزوم انجام مذاکرات از موضع "عزت" سخن گفته بود. دو روز پيش نيز برادر وی جواد لاريجانی امتيازهای اقتصادی اروپا را که زمانی در برابر دست شستن ايران از غنی سازی اورانيوم مطرح شده بود، "شکلات اقتصادی” خوانده بود.گویا خانوادگی عاشق تنقلات هشتند.(گویا در کودکی مجالی نبوده)
یه خبر هم در مورد باشگاه پرسپولیس دارم:
مهندس محمد عليآبادي، معاون رئيسجمهور و رئيس سازمان تربيت بدني، اعضاي جديد هيأت مديره مؤسسه فرهنگي ورزشي پرسپوليس را معرفي كرد. علي سعيدلو، معاون اجرايي رئيسجمهور، فدا حسين مالكي، رئيس ستاد مبارزه با مواد مخدر، محمدحسين نژادفلاح، نماينده مردم ساوجبلاغ و طالقان در مجلس شوراي اسلامي و عضو هيأت رئيسه فدراسيون گلف، محمدحسن انصاري فرد، بازيكن اسبق تيمهاي ملي و پيروزي و محمد مايلي كهن بازيكن اسبق تيمهايملي و پيروزي اعضاي جديد هيات مديره باشگاه پيروزي هستند. گفتني است، اين افراد طي حكمي از سوي مهندس محمد عليآبادي، معاون رئيسجمهور و رئيس سازمان تربيت بدني، رسما به عضويت هيأت مديره مؤسسه فرهنگي ورزشي پيروزي درآمدند.
من هادی فرنود متولد شیراز هستم. رشته تحصیلی من فن آوری اطلاعات است اما مطالب این سایت تقریباً هیچ ربطی به IT ندارد. کلیه طالب این وبلاگ عقاید شخصی اینجانب می باشد و جنبه انتقادی دارد. در این وبلاگ از هیچ گروه سیاسی حمایت نمیشود و نخواهد شد. کلیه حقوق مطالب این سایت متعلق به نویسنده آن "هادی فرنود" میباشد و هرگونه کپی برداری بدون اطلاع ممنوع است!