ابراهیم نبوی
e.nabavi@roozonline.com

۲۴ بهمن ۱۳۸۴

خلاصه: بازي اول مبارزه با مافياي نفتي بود، بازي به دليل اينکه مافياي نفتي اصولا از اينکه کسي با او بازي کند خوشش نمي آيد، منوقف شد. بازي دوم، بازي مبارزه با مفسدين اقتصادي بود، اين بازي هم به دليل اينکه مفسدين اقتصادي دوست داشتند با اسم مستعار بازي کنند، متوقف شد.

بازي اول مبارزه با مافياي نفتي بود، بازي به دليل اينکه مافياي نفتي اصولا از اينکه کسي با او بازي کند خوشش نمي آيد، منوقف شد. بازي دوم، بازي مبارزه با مفسدين اقتصادي بود، اين بازي هم به دليل اينکه مفسدين اقتصادي دوست داشتند با اسم مستعار بازي کنند، متوقف شد. بازي سوم، بازي کشاندن نفت سر سفره هاي مردم بود، اين بازي به دليل اينکه احتياج به قدرت داشت و با حرف زدن نمي شد بازي را به پيش برد، اصلا شروع نشد. بازي چهارم، «بازي ما بمب نداريم، ما نيروگاه مي خواهيم» بود. اين بازي شروع شد، اما به دليل خطاي بازيگران، زدن توي اوت، خطا روي حريف و گل زدن هاي خودي به دروازه خودي باعث شد ايران سريعا به مرحله فينال رسيده و بازي در وقت اضافه در شوراي امنيت انجام شود. بازي پنجم، بازي « اسرائيل بايد از روي نقشه حذف شود» بود، که با تشويق تماشاگران عرب و زهره ترک شدن تماشاگران اروپايي مواجه شد و جنگ براي آزادي فلسطين تبديل به مسابقه کاريکاتور روزنامه همشهري شد، اين بازي هم موفق نشد مردم را به خيابان بکشاند. بازي ششم، بازي هولوکاست بود که به دليل اينکه تماشاگرانش بيشتر اروپايي بودند، موفق به جلب تماشاگر ايراني نشد و کليه توپ ها به خارج از زمين رفت. بازي هفتم، بازي ملي شدن اورانيوم بود، که فعلا به دليل اينکه قضيه با روکم کني و حال گيري و مرگ برانگليس سروکار دارد، در حال جلب تماشاگر است. بازي هشتم، بازي کاريکاتورهاي دانمارکي بود، که همزمان با ملي شدن نفت ادامه دارد.

پشت صحنه: احمدي نژاد از گروه مشاورانش خواست فهرستي از کارهايي که مي تواند دولت ها و مردم جهان را عصباني کند تا جنگ بين ايرانيان و خارجي ها شروع شود، تهيه کنند و براي ادامه بازي در اختيار رئيس جمهور م.ش.نگ (منتخب شوراي نگهبان) قرار دهند.

زير بار ستم نمي کنيم زندگي؟

اين هم از آن حرف هاست. به نظر من ما ايراني ها هر وقت مورد ستم قرار مي گيريم و حوصله مقابله با آنرا نداريم يا وقت براي مقابله با ظلم نداريم و يا مي خواهيم مهماني برويم، به تدريج تلاش مي کنيم از آن ستمي که به ما مي رود، خوشمان بيايد. احمدي نژاد گفت: «ايران زير بار ذلت نمي رود.» آگاهان پرسيدند: ذلت در همين حدي که هست يا بزرگتر؟ در پي تلاشهاي رئيس جمهور براي کاهش شهريه دانشگاه آزاد که بطور شبانه روزي جريان داشت، چون کاهش اين هزينه ها از طريق سخنراني کردن يا آتش زدن سفارتخانه يا حمله و هجمه ممکن نبود، انجام نگرفت.

ناپلئون و شيريني دانمارکي

بحران شيريني دانمارکي همچنان ادامه دارد. امت شهيدپرور همچنان درحال ترک شيريني دانمارکي و مصرف شيريني ناپلئوني به جاي آن هستند. دولت دانمارک سفيران خود را از اندونزي، ايران، سوريه، لبنان و تونس فراخواند. اين سفيران هم برگشتند به کپنهاگ و کلي براي اطرافيانشان خالي بستند که در جنگ کازرون چه بلاهايي سرشان آمده است. از طرف ديگر گروهي از بسيجيان که همان دانشجويان و ورزشکاران و رانندگان جايگزين و دانشمندان اتمي و غيره هستند، ديروز به سفارت فرانسه حمله کرده و آجرهاي ديوار سفارت مذکور را گاز گرفتند. اين برادران بسيجي که دل شان براي حمله به سفارت انگليس تنگ شده بود، از روزنامه هاي انگليسي درخواست کردند که تعدادي از کاريکاتورهاي دانمارکي را تجديد چاپ کنند. اما آصفي، تنها کسي که در حال حاضر در مورد سياست خارجي قبل از حرف زدن فکر مي کند(اعم از درست و غلط) اعلام کرد که ديپلمات هاي دانمارکي بزودي برمي گردند. همچنين برخي از آگاهان در مورد حمله به سفارت فرانسه و دانمارک که همراه با آتش سوزي بود، توضيحاتي دادند.

چرا سفارت خانه ها را آتش مي زنيم؟

به نظر شما چرا ايراني ها به سفارتخانه هاي خارجي حمله مي کنند و آنها را آتش مي زنند؟

اول: اصولا ملت ايران فکر مي کنند همه جاي دنيا مثل ايران است که اگر کسي در کشوري کاري کرد (مثلا کاريکاتوري کشيد) حتما دولت به او گفته است و يا دولت مي تواند جلوي او را بگيرد، به همين دليل به جاي اينکه بروند دفتر روزنامه را(به عنوان يک عمل انقلابي، ايراني و مفيد) در کپنهاگ آتش بزنند، به سفارتخانه در طهران حمله کرده و آنرا آتش مي زنند.
دوم: اصولا در سفارتخانه ها خارجي ها حضور دارند و طبيعتا هر وقت مردم ايران مشکلي داشته باشند، مي توانند به جايي که خارجي ها در آنجا هستند، مراجعه کنند و آنجا را آتش بزنند.

سوم: ملت هاي ديگر معمولا وقتي مي خواهند به يک دولت اعتراض کنند، جلوي سفارت آن دولت جمع مي شوند و وقتي هم که با همديگر تصادف مي کنند، منتظر پليس مي مانند. اما ايراني ها وقتي با هم تصادف مي کنند، تا پليس سر برسد اول همديگر را کتک مي زنند که سنت هاي حسنه فراموش نشود، و به همين دليل هم وقتي مي خواهند به يک دولت اعتراض کنند، جلوي سفارت آن کشور و سفارت انگليس اجتماع کرده و ساختمان سفارتخانه را آتش مي زنند.

چهارم: اصولا ملت ايران وقتي با هم در يک جا جمع مي شوند، حتما يک مشکل بزرگ بوجود مي آيد و طبيعي است که وقتي همين ملت جلوي يک سفارتخانه جمع مي شوند، چند مشکل بزرگ بوجود مي آيد.

پنجم: امت شهيدپرور مطمئن هستند که اگر به سفارتخانه هاي خارجي حمله کنند و آنها را آتش بزنند و همه سفيران و اعضاي خانواده شان را هم تبديل به همبرگر کنند، هيچ ملتي يا دولتي، مقابله به مثل نمي کند و به سفارت ايران حمله نمي کند، به همين دليل چون خودشان را در شرايط برابر مي بينند، سفارتخانه هاي خارجي را آتش مي زنند.

ششم: در مورد اتفاقاتي که در ايران مي افتد دليل خاصي وجود ندارد، گاهي اوقات در عرض يک ماه ده بار به سفارتخانه هاي خارجي حمله مي شود و بعد تا بيست سال بعد ديگر اتفاقي نمي افتد.

سقوط آزاد، بدون چتر، در هواي ابري

براساس اخبار واصله اعلام شد که دولت يک ميليارد ريال اعتبار براي فعاليت بسيج خواهران و کانون هاي فرهنگي ورزشي بسيج در بودجه سال 85 اختصاص داده است. يکي از کارشناسان ورزشي، رشته هاي ورزشي را که قرار است در بودجه سال 85 از آنها حمايت بشود، اعلام کرد:

1) پرش ارتفاع با نيزه از روي ديوار سفارتخانه هاي خارجي
2) سقوط آزاد، بدون چتر، در هواي ابري، براي همراهي با رئيس جمهور
3) رشته دهگانه جديد، شامل پرتاب ديسک، پرتاب سنگ، پرتاب آجر، پرتاب بيل، پرتاب نظريه، پرتاب چماق به جاي نيزه، پرش از روي موانعي که نيروي انتظامي ايجاد کرده است، پرش طول از وسط نيروهاي انتظامي، شطرنج در کنار پياده روي سفارت تا زماني که بقيه همرزمان سربرسند، دارت (با سنگ وسط شيشه سفارتخانه)، دو با مانع امدادي به سمت سفارت.

4) ورزشهاي رزمي با هدف هاي تخيلي، به قصد شرکت در مسابقات جهاني با اسرائيل و شرکت نکردن در آن.
5) ژيمناستيک، به صورت ايستاده، با دستهاي باز به اطراف، دست در دست ساير اعضاي تيم، به صورت حلقه زنجير دور نيروگاههاي اتمي.

6) شناي زيرآبي، در هنگام شرکت در هرنوع انتخابات براي عبور از اين حوزه راي گيري به آن حوزه راي گيري.
7) موتورسواري سرعت در خيابان براي رسيدن از سفارت فرانسه به سفارت دانمارک.

روسيه خيانت کرد

اين روسيه هم مثل زن حسن آقا، دائما در حال خيانت است. وزير دفاع روسيه که صبح ساعت هشت از کليه مواضع جمهوري اسلامي حمايت کرده بود، بعد از اينکه اثرات مهماني شب قبل پريد، در مقابل اظهارات دولت اسرائيل مبني بر اينکه «روسيه به ما خيانت کرد» راس ساعت دوازده ظهر، اعلام کرد: «اظهارات مقامات ايران عليه اسرائيل غيرقابل پذيرش است.» مقامات روسيه خاطر نشان کردند که اين اظهارنظر وزير دفاع فقط براي سه ساعت معتبر است و بعد از تماس هاي لازمه ممکن است مواضع روسيه از اساس تغيير کند.

ملادادالله و جويندگان طلا

يک رهبر طالبان (ملا دادالله) براي کشتن هر دانمارکي صد کيلوگرم طلا جايزه تعيين کرد.
ملا داد الله، يکي از رهبران طالبان که اف بي آي براي سرش جايزه تعيين کرده است و هر کس دستگيرش کند، يک ميليون دلار جايزه مي گيرد، براي کشتن هر دانمارکي صدکيلو طلا جايزه مي دهد، در همين راستا، سه زن دانمارکي که قصد داشتند شوهران خيانتکارشان را بکشند، تصميم گرفتند علاوه بر گرفتن انتقام از شوهر خائن، نفري صد کيلو هم طلا به دست بياورند، اين سه نفر شوهران خائن شان را کشته و به افغانستان رفتند تا جايزه را از ملادادالله بگيرند. اما بعد از پيداکردن ملادادالله، اين سه زن به اين نتيجه رسيدند که اگر ملادادالله را بگيرند، سودش بيشتر است.

توصيه به جستجوگران دانمارکي ها: با توجه به اينکه پيدا کردن دانمارکي ها آسانتر از پيدا کردن ملادادالله است، پيشنهاد مي شود که کليه قاتلين محترم اول ملادادالله را پيدا کنند، بعد دانمارکي ها را بکشند.

توصيه دوم: براساس آمارهاي موجود، ميزان کل طلاي ذخيره در افغانستان در سال 2006 بايد چيزي در حدود سي تن باشد، يعني با کل طلاي افغانستان فقط مي توان پول کشتن 300 دانمارکي را داد، تازه اين در حالي است که تمام طلاي ذخيره افغانستان دست ملادادالله باشد و همه را با خودش به مخفي گاه برده باشد.

مگر پرونده ايران دست ماست؟

مهدي کروبي گفت: «بايد تلاش شود که پرونده ايران به شوراي امنيت نرود.» آگاهان توضيح دادند: اگر منظورتان از کساني که بايد تلاش کنند پرونده ايران به شوراي امنيت نرود، «ما»هستيم که ما حتي نمي توانيم کاري کنيم که پرونده خودمان به دادگاه نرود، اگر منظورتان «خودتان» هستيد که به نظر من اگر قدرت داريد کاري کنيد که پرونده دريافت مجوز تلويزيون تان به شوراي عالي امنيت ملي کشور خودمان برود، اگر منظورتان «متکي» است که اين بيچاره نمي تواند کاري کند که پرونده اش براي دريافت حقوق به کارگزيني وزارت خارجه برود، اگر منظورتان «هاشمي رفسنجاني» است که ايشان براي جلوگيري از ورود احمدي نژاد به شوراي مصلحت مشکل دارد، چه رسد به رفتن پرونده ايران به شوراي امنيت و اگر منظورتان اين است که « احمدي نژاد» جلوي رفتن پرونده را به شوراي امنيت بگيرد که ايشان عمرا اين کار را نمي کند، شش ماه جان کنده تا پرونده به شوراي امنيت رسيده، حالا جلويش را بگيرد؟

خداجون! خودم پيداش کردم

آقا! يکي دنبال جاي پارک مي گشت، هرچي بيشتر مي گرده کمتر پيدا مي کنه، بالاخره به خدا مي گه خدايا! اگر جاي پارک پيدا کردم قول مي دم نماز بخوانم، قول مي دم روزه بگيرم… همين طور داشت قول مي داد که يک دفعه يک جاي پارک پيدا مي کنه، مي گه: خدا جان! خيلي ممنون! شما لازم نيست زحمت بکشي، من خودم پيدا کردم.