قطعنامه ای که چند روز پیش بر علیه ایران صادر شد مرا به فکر فرو برد(من در فکر دخول کردم) و به این می اندیشیدم که الآن محمود احودی نژاد چه شکلی شده؟ باید چه شکلی میشد؟ احتمالاً شبیه بوش وقتی خبر فروریختن برجهای تجارت جهانی را دادند( و احتمالاً مثل بوش نفهمیده چه بر سرش آوردن).با توجه به شباهت هایی که هر دو رئیس جمهور از لحاظ مغزی دارند(بوش رو به بهبود است) تصور میشود که واکنش احمدی نژاد هم به همان سرعت و حماقت باشد.

قطعنامه 1737 شورای امنیت بیشتر از اینکه بند هایش مهم باشد رای دهندگانش مهم هستند. در رای گیری قبلی حداقل قطر به نفع ایران رای داد اما این بار همه بر علیه ما بودند،ایران تا آخرین لحظات به چین و مخصوصا روسیه امید داشت.روسیه این کفتار پیر تمام اون ننه من غریبم بازی هایی که سر بند های قطعنامه در می آورد برای امتیاز گرفتن از واشنگتون بود.تلفنی که روز قبل از رای گیری بوش به بهانه ی تبریک سال نو (هوو کو تا سال نو حالا) به پوتین زد مشکل روسیه را حل کرد و برخلاف تصور ایران روسیه و چین هم بر علیه ما شدند،طبیعی هم هست مسلماً منافعی که با آمریکا دارند هرگز با ما نخواهند داشت.این رای گیری نشان داد که اران چقدر در عرصه بین الملی تنهاست.

خود قطعنامه 1737 شورای امنیت ذاتاً خیلی سخت گیرانه نیست اما موادی دارد که در آن برای اعمال محدودیت مرزی قائل نشده مثل ماده چهار.ایران فقط 60 روز فرصت دارد تا غنی سازی را متوقف کند در غیر این صورت قطعنامه دیگری تصویب میشود به مراطب قطور تر.

ما داریم بهای چه چیزی را میدهیم؟ تکنولوژیی که از پاکستان و روسیه خردیم؟ عقب افتاده ترین و خطرناکترین روش. برای غنی سازی اورانیوم پنج روش وجود دارد که ایران گرانترین و ناامن ترین آنها دا دارد.متاسفانه ما داریم راه کره شمالی را میرویم با این تفاوت که رئیس جمهور ما احمدی نژاد است!