از ميان نامزدهاي اصلاح‌طلبان در سومين دوره انتخابات شوراي شهر تهران آن كه بيش از همه مورد اتفاق همه احزاب اصلاح‌طلب قرار گرفته،‌دكتر محمدعلي نجفي است. چهره‌اي سياسي و علمي كه بجز اولين و آخرين دولت پس از انقلاب تجربه همكاري با همه روساي دولت‌هاي جمهوري اسلامي از شهيد رجايي و شهيد باهنر و آيت‌الله مهدوي كني تا مهندس ميرحسين موسوي، اكبر هاشمي رفسنجاني و سيدمحمد خاتمي راداشته است.

 

سياستمدار واستاد دانشگاه صنعتي شريف كه عهده‌دار تخصصي‌ترين مسووليت‌ها در دولت بوده: وزارت علوم، وزارت آموزش و پرورش و سازمان برنامه و بودجه. نجفي البته تاكنون تجربه انتخاب شدن به صورت مستقيم با راي مردم را نداشته و اين براي اولين بار است كه خود را در معرض انتخابات قرار مي‌دهد. درست در شرايطي كه به نظر مي‌رسد اصلاح‌طلبان دورترين فاصله را در ربع قرن گذشته از نهاد قدرت دارند، نجفي مردي كه در نقطه تماس موسوي، هاشمي و خاتمي قرار دارد شجاعانه وارد عرصه‌اي شده است كه كمتر كسي قدرت پيش‌بيني نتيجه آن را دارد.

اما نجفي كيست؟ آيا اصولا نامزدي او براي يك نهاد شهري كار درستي است در حالي كه تجربه‌هاي مديريت كلان را پشت سر دارد؟ نجفي چهره‌اي سياسي و حزبي است يا اجرايي و علمي؟ نگاهي به زندگي وي مي‌تواند به پرسش‌هايي از اين دست پاسخي منطقي دهد: محمد علي نجفي در سال 1330 در تهران به دنيا آمد هر چند كه در اصل خراساني و مشهدي به حساب مي‌آيد. از دبيرستان مروي تهران ديپلم رياضي گرفت و در دانشگاه صنعتي شريف همين رشته را تا سطح كارشناسي ادامه داد و سپس راهي ايالات متحده آمريكا شد تا با استفاده از بورس تحصيلي دانشگاه صنعتی شريف به فارغ‌التحصيلان ممتاز خود از دانشگاه MIT فوق‌ليسانس رياضي بگيرد و آنگاه به تحصيل در دوره دكترا در همين دانشگاه سرگرم شود اما شرايط انقلابي سال‌هاي 57-1355 مانع از دفاع نهايي وي از رساله دكترا شد و همزمان با پيروزي انقلاب اسلامي وارد ايران شد و به تدريج در نهادهاي علمي نظام جديد مسووليت‌هايي را برعهده گرفت.

در دولت موقت در دفتر معاونت نخست‌وزير در امور انقلاب: شهيد چمران مشغول به كار شد و سپس به رياست دانشگاه صنعتي اصفهان رسيد(60-1359) از سال 1360 تا سه سال بعد عهده‌دار مقام وزارت علوم (فرهنگ و آموزش عالي) در كابينه‌هاي شهيد باهنر، آيت‌الله مهدي كني و مهندس موسوي شد. در سال 1363 با تشكيل مجلس دوم دكتر نجفي از كابينه خارج شد و به دانشگاه بازگشت. تدريس در همان دانشگاهي كه در آن ليسانس رياضي گرفته بود: دانشگاه صنعتي شريف و در اين زمان چندي هم معاون آموزشي سازمان صدا و سيما شد. در شهريورماه 1367 بار ديگر به كابينه مهندس موسوي دعوت شد و اين بار عهده‌دار مسووليت وزارت آموزش و پرورش شد. تجارب نجفي بخصوص در بنيان‌گذاري حضور ايران در المپيادهاي علمي جهاني در مقام جديد به شكلي نهادينه شده درآمد و وزارت نجفي در آموزش و پرورش تا سال 1376 و در دولت اكبر هاشمي رفسنجاني ادامه يافت.

 دوره‌اي كه نزد معلمان ايران از آن به نيكي ياد مي‌شود. با پيروزي سيدمحمد خاتمي در انتخابات رياست‌جمهوري سال 1376 شورايي از بزرگان و سران اصلاح‌طلب براي تشكيل كابينه جديد ايجاد شد كه نجفي يكي از آنها بود. مهدي كروبي،عبدالله نوری، موسوي خوئيني‌ها، حسن حبيبی، ميرحسين موسوي، بهزاد نبوي،‌مصطفي معين و غلامحسين كرباسچي ديگر اعضاي اين شورا بودند كه در جلسات خود فهرستي از اعضاي كابينه را به رئيس‌جمهور جديد ارائه مي‌كردند.

دكتر نجفي دبير اين شورا بود كه به گفته خود او 90 درصد اعضاي كابينه اول آقاي خاتمي از دل آن درآمد و خود نيز توسط رئيس‌جمهور به عنوان رئيس سازمان برنامه و بودجه برگزيده شد. هنگامي كه در سال 1379 با مصوبه شوراي عالي اداري كشور اين سازمان و سازمان امور اداري و استخدامي در هم ادغام شدند و سازمان مديريت و برنامه‌ريزي شكل گرفت، نجفي ترجيح داد بيرون از كابينه بماند و مسووليت‌هاي پيشنهادي وزارت آموزش و پرورش يا پست و تلگراف و نيز سازمان ميراث فرهنگي را از سوي آقاي خاتمي نپذيرفت و بار ديگر به دانشگاه بازگشت و به عنوان عضو هيات علمي دانشكده علوم رياضي به كار تدريس سرگرم شد. دغدغه‌هاي علمي و آموزشي نجفي در همه اين سال‌هاي وزارت پا برجا مانده است. از سال 1366 كه به درخواست معاون وقت پژوهشي وزارت آموزش و پرورش: آقاي دكتر غلامعلي حدادعادل مسووليت آماده‌سازي و سرپرستي تيم المپياد دانش‌آموزي كشور را پذيرفت و براي اولين بار در شهريور ماه همان سال براي شركت در المپياد جهاني رياضي همراه دانش آموزان منتخب راهی کوبا شد و سال بعد نيز نجفي سرپرست تيم اعزامي نخبگان جوان كشور به استراليا گرديد و آنگاه زمينه حضور در المپيادهاي علمي ديگر (فيزيك، كامپيوتر و زيست‌شناسي) نيز فراهم شد و نجفي در مقام وزير آموزش و پرورش با حمايت از نخبگان جوان باشگاه دانش پژوهان جوان را ايجاد كرد.

 بخش عمده‌اي از تلاش براي بازگشايي دانشگاه‌ها پس از انقلاب فرهنگي نيز در كارنامه علمي و اجرايي نجفي قرار مي‌گيرد كه در امتداد خود به ايجاد ده‌ها رشته جديد دانشگاهي در وزارت علوم و استقرار نظام جديد آموزش متوسطه و رشته تحصيلي كار و دانش در وزارت آموزش و پرورش منتهي شد. در سازمان برنامه و بودجه نيز باهمين رويكرد علمي جمعي از اقتصاددانان زبده كشور برنامه سوم توسعه را تنظيم و زير نظر دكتر نجفي به مجلس تقديم كردند. برنامه‌اي كه حاوي راهبردي‌ترين الگوهاي توسعه ايران بود. انتخاب دكتر نجفي از سوي اصلاح‌طلبان به عنوان يكي از افراد صدر فهرست ائتلاف اين افراد در انتخابات پيش رو با توجه به چنين زندگي‌نامه‌اي صورت گرفته است. چرا كه نجفي: اول، چهره‌اي علمي است كه در بهترين مدارس و دانشگاه‌هاي ايران و جهان از دانشگاه صنعتي شريف تا MIT تحصيل و تدريس كرده و ساليان دراز در وزارتخانه‌هاي آموزشي بامحيط علم و دانشگاه ارتباط داشته است.

دوم، چهره‌اي سياسي است چرا كه در فاصله دو دهه در مهم ترين دولت‌هاي پس از انقلاب اسلامي با رجال سياسي و مذهبي درجه يك كشور: شهيد چمران، شهيد رجايي، شهيد باهنر، مهدوي كني، هاشمي رفسنجاني و سيد محمد خاتمي همكاري كرده است. نجفي گر چه مدت كوتاهي به عضويت حزب كارگزاران سازندگي درآمد و به رياست شوراي عالي آن رسيد اما هم‌اكنون خارج از اين حزب به چهره‌اي فراجناحي تبديل شده است كه همزمان مورد احترام حزب مشاركت، حزب اعتمادملي، حزب كارگزاران،‌ مجمع روحانيون مبارز، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و ديگر گروه‌هاي اصلاح‌طلب و برخی گروههای معتدل خارج از طيف اصلاح‌طلبان است و حتي در انتخابات رياست‌جمهوري سال گذشته بارها از سوي احزاب اصلاح طلب به عنوان فرد مورد توافق همه براي نامزدي طرح شد. جمع اين موقعيت سياسي و علمي بخصوص در اجرايي‌ترين بخش‌هاي دولت سومين ويژگي نجفي است. نجفي مرد عمل است.

 اگر در دوره سال‌هاي 76-1368 توجه فوق‌العاده به توسعه اقتصادي در محور كار بود و در دوره سال‌هاي 84-1376 توجه ويژه به توسعه سياسي مانع از توجه به ابعاد ديگر رشد و توسعه كشور شد، انتخاب نجفي به عنوان نماد فهرست جديد اصلاح‌طلبان در انتخابات به معناي آغاز دوره تازه‌اي از اصلاح‌طلبي است. دوره‌اي كه اصلاح‌طلبي سياسي، اصلاح‌طلبي اقتصادي و اصلاح‌طلبي فرهنگي به يك نقطه مي‌رسند و آن اصلاح‌طلبي به معناي فراگير آن يعني توسعه متوازن و پايدار ا